حق نام دیگر من بود !
انسان به دنیا آمد ، اما هر گاه حق را پیشاروی خود دید ، چنان هراسید که خورشید از دستش افتاد . حق تلخ بود ، حق دشوار بود و ناگوار . حق سخت و سنگین بود . انسان تاب حق را نیاورد . پس هر بار که با حقی رویارو شد ، آن را پوشاند ، تا زیستنش را آسان کند . فرشته ها می گریستند و می گفتند : حق را نپوشان ، حق را نپوشان . این کفر است .
اما انسان هزاران سال بود که صدای هیچ فرشته ای را نمی شنید . انسان کفران کرد و کفر ورزید و جهان را ابرهای کفر او پوشاند .
انسان به نزد خدا باز خواهد گشت اما روز واپسین او " یوم الحسره " نام دارد . و خدا خواهد گفت : قسم به زمان که زیان کردی ، حق نام دیگر من بود . ![]()
عرفان نظر آهاری
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۰/۰۲/۲۱ ساعت 20:42 توسط معلم
|