فعلاً...!
پیوند کن ز بوته ی دل شاخه ای بر او تنها ز تو در این چمن این شاخه روی پاست
....همراهان دیرین
تا درودی دیگر ...
بدرود 
پیوند کن ز بوته ی دل شاخه ای بر او تنها ز تو در این چمن این شاخه روی پاست
....همراهان دیرین
تا درودی دیگر ...
بدرود 
با شناخت به موقع این آسیب ها، می توان زمینه را برای بهره برداری هر چه بهتر از این تکنولوژی، آماده ساخت.

ترویج خشونت
یکی از مهمترین و
آشکارترین پیامدهای منفی فیلم ها و برنامه های شبکه های ماهواره ای،افزایش خشونت در
جامعه است. تحقیقات مختلف روانشناسی با محوریت نظریه یادگیری مشاهده ای آلبرت
بندورا نشان داده اند مشاهده صحنه های خشونت آمیز، گرایش به پرخاشگری را در
بینندگان آن بالا می برد و این در حالی است که حجم قابل مشاهده برنامه های ماهواره
ای به فیلم های سینمایی و سریال هایی اختصاص دارد که در آن صحنه های خشونت آمیز به
طور مکرر تکرار می شود. سهل و آسان نشان دادن کشتار و قتل و هرگونه جنایت با سلاح
سرد و گرم، ترس بیننده را فرو می ریزد؛ در واقع هنگامی که بیننده ساعت های متوالی،
چنین برنامه هایی را می بیند، گویا در کلاس آموزشی ترویج خشونت قرار گرفته است. این
تاثیرپذیری بر روی کودکان و نوجوانان بیشتر و قابل تامل تر است.
بعد يه صندلي مياره و ميذاره جلوي کلاس و به دانشجوها ميگه:
با توجه به
مطالبي که من تا به امروز بهتون درس دادم، ثابت کنيد که اين صندلي وجود
نداره؟!
دانشجوها به هم نگاه کردن و همه شروع کردن به نوشتن روي
برگه…
بعد از چند لحظه يکي از دانشجوها برگه شو داد و از کلاس خارج
شد…
روزي که نمره ها اعلام شده بود، بالاترين نمره رو همون دانشجو گرفته بود
!
کدوم صندلي ؟

دانش آموزان ممتاز در درس ریاضی و فیزیک و شیمی نمرات خوبی کسب می کنند بدون آنکه
کاربرد آن را در زندگی اشان درک کنند. در یک تحقیق که توسط نگارنده انجام شده در یک
جامعه آماری صد نفره که همه ی آنها حدود 35 سال سن داشتند، دیپلمه های رشته ی ریاضی
بودند و همه آنها در حدود 17 یا 18 سال از دوره متوسطه اشان می گذشت، سه مسئله
ریاضی ساده در مورد انتگرال گیری پرسیده شد که از بین 100 نفر 88 نفر نتوانستند
پاسخ سؤال مربوطه را بدهند. 2 نفر نیز مسئله را تا نیمه پاسخ دادند و فقط 10 نفر
توانستند به این سؤالات پاسخ دهند. البته شاید گفته شود که هدف نظام آموزشی صرفاً
پاسخ دادن به انتگرال تا پایان عمر نیست.
ما هم قبول داریم این اصلی است که
نمی توان آنرا انکار کرد. در کل یک نکته را می شود از این تحقیق برداشت کرد و آن
اینکه در مدارس ما مهارتهای ذهنی، احساسی و هوشی کاملاً به فعلیت نمی رسند. در حالی
که یادگیری دروسی مثل ریاضی، فیزیک و ... در دستور کار قرار دارد. اما درعمل این
مدل یادگیری ممکن است به تقویت حافظه کوتاه مدت دانش آموزان کمک کند.
همه
شاگردان درس می خوانند و زحمت می کشند تا در امتحانات موفق شوند. اگر دانش آموزی در
این سیستم، نمرات خوبی کسب ننمایند مورد دید منفی مدیران، معلمان، والدین و جامعه
قرار می گیرد. وقتی همین امروز شرط ثبت نام برای مدارس خوب معدل های بالاست، وقتی
همه خود را قربانی رشد در این رتبه بندی می کنند، طبیعتاً بسیاری از استعدادهایی که
می توانستند موزیسین، نقاش، کارگردان، خطاط ، لوله کش و صنعتگران شوند مورد بی مهری
قرار می گیرند.
ما نباید فراموش کنیم برای یک لوله کش خوب شدن، یک نجار یا
بنای حرفه ای شدن زمانی معادل 30 سال وقت لازم است. یک اوستای نجاری سال ها خاک
ارّه می خورد و دست هایش لای دستگاه پرس می ماند تا می تواند استادکاری زبردست شود.
ما نباید در جامعه ارزش اساسی شغل های صنعتی، فنی و هنری را تقلیل دهیم و فقط چشم
به راه تولید مهندس و دکتر و پزشک در سیستم آموزشی باشیم.
بدین ترتیب ما
باید سال ها انتظار بکشیم و صبر کنیم تا از دل این سیستم با این همه صرف هزینه،
امثال دکتر هشترودی ها و حسابی ها و... هر روز بیشتر و بیشتر بیرون آید. ای کاش می
شد تعداد نخبگان علمی کشور آنقدر زیاد گردد که آسمان ایران هر روز روشن و روشن تر
شود. امّا از یاد نبریم که هدف نظام آموزشی صرفاً تربیت نیروهای نخبه نیست. ما می
خواهیم یک جامعه پویا و سربلند در جهان نو داشته باشیم. ما نه تنها می خواهیم به
استادان رشته فیزیک، ریاضی، مهندسان و پزشکان افتخار کنیم، بلکه می خواهیم به
صنعتگران، تکنسین ها، هنرمندان و ...هم افتخار کنیم. نظام آموزشی فرصت غنیمتی است
که هر کس را در جایگاه و منزلت خاص خود ببیند و استعدادهای افراد را شکوفا
نماید.
چه اشکالی دارد اگر شیرینی پزهای ما خوشمزه ترین کیک های دنیا را
درست کنند؟ چه قدر عالی خواهد بود اگر تمام در و دیوار شهر با هنر نقاشان، خطاطان،
تذهیب کاران و... رنگ آمیزی شود. چقدر بی نظیر خواهد بود اگر تمام آرایشگران ما
بهترین آرایشگرهای دنیا شوند و چقدر عالی خواهد بود اگر همه صبح به یکدیگر سلام
کنند و لبخند بزنند.
مهربانی به یکدیگر، احترام به حقوق تک تک انسان ها،
انجام وظیفه وتعهد نسبت به کار، همه و همه باید در نظام آموزشی مورد ترویج و تدریس
قرار گیرد و اینها با ارزشیابی ما دردروس فیزیک، شیمی و .... هم سو
نیست.
بسیاری از دانش آموزان ممتاز بعد از فارغ التحصیلی از دوران متوسطه
دروس دبیرستان را تا مدتی در حافظه دارند، اما به ندرت می دانند که چطور با
انسانهای دیگر جامعه ارتباط برقرار کنند. بسیاری از آنها حتی یک قاب عکس را نمی
توانند به دیوار آویزان کنند و یا تخم مرغی را برای خودشان نیمرو کنند. اساساً شاید
بشود گفت نظام آموزشی ایران، دانش آموزانی را مورد توجه ویژه قرار می دهند که
بتوانند نمرات ممتاز و بالایی بیاورند و برای سایر دانش آموزان برنامه ی مشخصی
ندارند. ترویج نمره ی 20 در جامعه و فرهنگ ما روز به روز شدیدتر می
شود.
بچه ها با اعلام نتایج آخر سال از 20 نیاوردن گریه می کنند، پدر و مادر
جلوی فامیل و دوست و اقوام خجالت می کشند که بچه اشان بیشتر نمرات 14 و 15 آورده
است. به طور کلی هویت مدارس ما با درس و کلاس و امتحانات و نمره پیوند خورده است،
در حالی که در مدارس خلاق هدف، رشد روحی، فکری، احساسی وادراکی تک تک دانش آموزان
است.
ما می خواهیم افرادی تربیت کنیم که محیط زندگیشان را می شناسند، جهان
امروز را می شناسند، ارتباطات گسترده ای با دیگران دارند، ارزش های هویتی و فرهنگی
خود را می شناسند و در مجموع شهروندانی ایرانی و جهان نگر هستند. دانش آموز با
استعداد و خوب در مدرسه خلاق کسی نیست که حافظه قوی دارد و فرمولهای ریاضی زیادی را
حفظ کرده، بلکه فردی است که فارغ از نمراتی که کسب کرده موجودی بی نظیر و با ارزش
برای جامعه است. او می تواند در مسیر مورد علاقه اش حرکت کند و به پیشرفتهای بی
نظیری برسد. انسان موفق کسی است که در محل کار با تعهد و مسئولیت کار می کند، در
خانه پدر مهربانی است که بچه ها برای ورودش به خانه ثانیه شماری می کنند و در اوقات
فراغت به کوه و دشت می رود.