فعلاً...!

ما می رویم چون گل و این بوستان به جاست            آن گل که هیچ گاه نمیرد گل خداست  

پیوند کن ز بوته ی دل شاخه ای بر او                    تنها ز تو در این چمن این شاخه روی پاست  

....همراهان دیرین  

                         تا درودی دیگر ...  

                                                بدرود

پیامدهای منفی شبکه های ماهواره ای

ابتدا چنین به نظر می آمد که پیشرفت رسانه های ماهواره ای، پدیده ای کاملا مطلوب و عاری از خطاست و برای تحقق دهکده جهانی، لازم و ضروری است. گرچه ماهواره و تکنولوژی های جدید ارتباطی، سهم به سزایی در پیشرفت علم و رفاه انسانی دارند اما در تجربه کوتاه و چندین ساله معلوم شده است دارای برخی آسیب ها و پیامدهای منفی نیز هست.

با شناخت به موقع این آسیب ها، می توان زمینه را برای بهره برداری هر چه بهتر از این تکنولوژی، آماده ساخت.

                                         

ترویج خشونت

یکی از مهمترین و آشکارترین پیامدهای منفی فیلم ها و برنامه های شبکه های ماهواره ای،افزایش خشونت در جامعه است. تحقیقات مختلف روانشناسی با محوریت نظریه یادگیری مشاهده ای آلبرت بندورا نشان داده اند مشاهده صحنه های خشونت آمیز، گرایش به پرخاشگری را در بینندگان آن بالا می برد و این در حالی است که حجم قابل مشاهده برنامه های ماهواره ای به فیلم های سینمایی و سریال هایی اختصاص دارد که در آن صحنه های خشونت آمیز به طور مکرر تکرار می شود. سهل و آسان نشان دادن کشتار و قتل و هرگونه جنایت با سلاح سرد و گرم، ترس بیننده را فرو می ریزد؛ در واقع هنگامی که بیننده ساعت های متوالی، چنین برنامه هایی را می بیند، گویا در کلاس آموزشی ترویج خشونت قرار گرفته است. این تاثیرپذیری بر روی کودکان و نوجوانان بیشتر و قابل تامل تر است.

ادامه نوشته

هوش اخلاقی و پرورش آن در کودکان

آنها چگونه و از کجا دلسوزی ،مهربانی و دیگر ارزش های اخلاقی مهم را یاد می گیرند؟

آیا روش های علمی وجود دارد تا والدین جهت شکل دهی ویژگیهای کودکانشان ،از آنها بهره گیرند؟

اینها برخی از سوالاتی هستند که معمولا به ذهن والدین و دست اندرکاران پرورش و تربیت کودکان می رسد، به همین جهت ابتدا به اختصار نظرات برخی از مولفان و نظریه پردازان را مرور کرده و در پایان به ارائه چند راهکار ساده خواهیم پرداخت .

یکی از ابعاد رشد و تحول ، که از دوران کودکی تا سال های بزرگسالی ،در کنار دیگر ابعاد رشد شکل می گیرد،رشد اخلاقی کودکان است .وقتی مردم درباره رشد اخلاقی صحبت می کنند، آنها به رفتار و نگرش های خودشان نسبت به سایر مردم در جامعه اشاره دارند،به عبارتی آنها به پیروی ما از هنجارهای اجتماعی ،مقررات و قوانین ،عرف و آداب و رسوم توجه می کنند .البته به زبان ساده و در مورد کودکان ،ما توانایی آنها را در تمایز درست از غلط توصیف می کنیم .

هوش اخلاقی موضوع تقریبا جدیدی است. همان طور که هوش هیجانی و هوش شناختی با یکدیگر فرق دارد، هوش اخلاقی هم یک هوش کاملا مجزاست. مفهوم اصلی هوش اخلاقی این است که ما بتوانیم درست را از نادرست تشخیص دهیم؛ یعنی اعتقادات محکم اخلاقی داشته باشیم و بر اساس این اعتقادات عمل کنیم.

هوش اخلاقي توانايي تشخيص و تميز درست از نادرست است. به بيان ديگر، كسي داراي هوش اخلاقي تعريف مي شود كه از باورهاي اخلاقي راسخ و قوي و توانايي عمل كردن به آنها برخوردار باشد، به گونه اي كه فرد به شيوه اي صحيح و محترمانه رفتار كند.

هوش اخلاقي اشاره به توانايي اعمال اصول اخلاقي در اهداف شخصي، ارزش ها و فعاليت هاي فرد دارد و به مفهوم ظرفيت وتوانايي درك مسائل خوب از مسائل بد است. هوش اخلاقي شامل گستره ي فراشناختي يافراعملي است كه واكنش شناخت ها، نگرش ها و فعاليت هاي اخلاقي را در چارچوب سيستم هاي ارزشي فردي امكان پذير مي سازد. هوش اخلاقي، هوش حياتي براي همه انسان ها است (نقطه عطفي براي تمام هوش ها محسوب مي شود)، به دليل اينكه هوش اخلاقي اشكال ديگرهوش را به انجام كارهاي ارزشمند هدايت مي كند.

ادامه نوشته

راز سرزندگی و پیشرفت مدارس فنلاند

واژه «مدرسه» برای بسیاری از ما یادآور صبحگاه خشک و نظامی وار، سکوت و زل زدن به تخته سیاه و جزوه نویسی در کلاس و البته زنگ تفریحی است که در حکم آزادی موقت از زندان بوده است!

حالا تصور اینکه در جایی از این دنیا، کودکان در سن هفت سالگی و دیرتر از بسیاری از هم سن و سالان خود وارد مدرسه شوند، ساعات کمتری را در مدرسه بگذرانند، خبری از کلاس خصوصی و مدرسه غیرانتفاعی نباشد، بچه ها به ندرت تکلیف و امتحان داشته باشند، بهترین تجهیزات برای مدارس فراهم شود و هیچ کس به خاطر هوش پایین تر خود ترک تحصیل نکند احتمالاً خیلی عجیب به نظر می رسد!

هیچ کس بی سواد نیست

سال‌هاست که بی‌سوادی در کشور فنلاند ریشه‌کن شده است. موهبتی که دلیل آن را باید در سیستم آموزشی منحصر به‌ فرد این کشور جُست. این سیستم آموزشی با ویژگی‌های خاص خود سبب شده فنلاند با جمعیت اندک خود به یکی از کشورهای پیشرو در علم و فناوری بدل شود. اصلی‌ترین شاخصه این سیستم را باید دوری گزینی آن از استانداردسازی دانست. 

در فنلاند محتوای درسی واحدی به مدارس اعلام نمی‌شود و تنها یک چهارچوب کلی به مدارس برای تدریس داده می شود. معلمان هر مدرسه می‌توانند محتوایی که خودشان مناسب می‌دانند را بر مبنای این چهارچوب طراحی و آموزش دهند.

یکی دیگر از ویژگی‌های بارز نظام آموزشی فنلاند، توجه به تک تک دانش آموزان و تلاش برای جلوگیری از ترک تحصیل است. در بیشتر کشورهای دنیا، دشواری دروس برای برخی از دانش‌آموزان که توانایی ذهنی کمتری برخوردارند موجب سرخوردگی و در نهایت ترک تحصیل آن‌ها می‌شود.

در فنلاند سیستم آموزشی به گونه ای طراحی شده که امکان ترک تحصیل در آن تقریباً به صفر می رسد. اگر دانش آموزی در درس خاصی ضعف داشته باشد، معلم در کلاس توجه ویژه ای به نیازهای او کرده و حتی ساعات زیادتری را برای تدریس به او اختصاص می دهد. آمار نشان می دهد 30 درصد از دانش‌آموزان در مدارس فنلاند در طول 9 سال نخست تحصیل مورد حمایت ویژه معلم خود قرار می‌گیرند. همچنین روانشناس و مشاور مدرسه به دانش آموزانی که در مدرسه با مشکلات آموزشی روبرو هستند کمک می کنند.
                             
ادامه نوشته

باور کنیم!

امتحان فلسفه

يه روز يه استاد فلسفه مياد سر کلاس و به دانشجوهاش ميگه:

امروز ميخوام ازتون امتحان بگيرم ببينم درسهايي رو که تا حالا بهتون دادمو خوب ياد گرفتين يا نه…!

بعد يه صندلي مياره و ميذاره جلوي کلاس و به دانشجوها ميگه:

با توجه به مطالبي که من تا به امروز بهتون درس دادم، ثابت کنيد که اين صندلي وجود نداره؟!

دانشجوها به هم نگاه کردن و همه شروع کردن به نوشتن روي برگه…

بعد از چند لحظه يکي از دانشجوها برگه شو داد و از کلاس خارج شد…

روزي که نمره ها اعلام شده بود، بالاترين نمره رو همون دانشجو گرفته بود !

اون فقط رو برگه اش يه جمله نوشته بود:

کدوم صندلي ؟

آسیب شناسی بیست !

                                  

دانش آموزان ممتاز در درس ریاضی و فیزیک و شیمی نمرات خوبی کسب می کنند بدون آنکه کاربرد آن را در زندگی اشان درک کنند. در یک تحقیق که توسط نگارنده انجام شده در یک جامعه آماری صد نفره که همه ی آنها حدود 35 سال سن داشتند، دیپلمه های رشته ی ریاضی بودند و همه آنها در حدود 17 یا 18 سال از دوره متوسطه اشان می گذشت، سه مسئله ریاضی ساده در مورد انتگرال گیری پرسیده شد که از بین 100 نفر 88 نفر نتوانستند پاسخ سؤال مربوطه را بدهند. 2 نفر نیز مسئله را تا نیمه پاسخ دادند و فقط 10 نفر توانستند به این سؤالات پاسخ دهند. البته شاید گفته شود که هدف نظام آموزشی صرفاً پاسخ دادن به انتگرال تا پایان عمر نیست.

ما هم قبول داریم این اصلی است که نمی توان آنرا انکار کرد. در کل یک نکته را می شود از این تحقیق برداشت کرد و آن اینکه در مدارس ما مهارتهای ذهنی، احساسی و هوشی کاملاً به فعلیت نمی رسند. در حالی که یادگیری دروسی مثل ریاضی، فیزیک و ... در دستور کار قرار دارد. اما درعمل این مدل یادگیری ممکن است به تقویت حافظه کوتاه مدت دانش آموزان کمک کند.

همه شاگردان درس می خوانند و زحمت می کشند تا در امتحانات موفق شوند. اگر دانش آموزی در این سیستم، نمرات خوبی کسب ننمایند مورد دید منفی مدیران، معلمان، والدین و جامعه قرار می گیرد. وقتی همین امروز شرط ثبت نام برای مدارس خوب معدل های بالاست، وقتی همه خود را قربانی رشد در این رتبه بندی می کنند، طبیعتاً بسیاری از استعدادهایی که می توانستند موزیسین، نقاش، کارگردان، خطاط ، لوله کش و صنعتگران شوند مورد بی مهری قرار می گیرند.

ما نباید فراموش کنیم برای یک لوله کش خوب شدن، یک نجار یا بنای حرفه ای شدن زمانی معادل 30 سال وقت لازم است. یک اوستای نجاری سال ها خاک ارّه می خورد و دست هایش لای دستگاه پرس می ماند تا می تواند استادکاری زبردست شود. ما نباید در جامعه ارزش اساسی شغل های صنعتی، فنی و هنری را تقلیل دهیم و فقط چشم به راه تولید مهندس و دکتر و پزشک در سیستم آموزشی باشیم.

بدین ترتیب ما باید سال ها انتظار بکشیم و صبر کنیم تا از دل این سیستم با این همه صرف هزینه، امثال دکتر هشترودی ها و حسابی ها و... هر روز بیشتر و بیشتر بیرون آید. ای کاش می شد تعداد نخبگان علمی کشور آنقدر زیاد گردد که آسمان ایران هر روز روشن و روشن تر شود. امّا از یاد نبریم که هدف نظام آموزشی صرفاً تربیت نیروهای نخبه نیست. ما می خواهیم یک جامعه پویا و سربلند در جهان نو داشته باشیم. ما نه تنها می خواهیم به استادان رشته فیزیک، ریاضی، مهندسان و پزشکان افتخار کنیم، بلکه می خواهیم به صنعتگران، تکنسین ها، هنرمندان و ...هم افتخار کنیم. نظام آموزشی فرصت غنیمتی است که هر کس را در جایگاه و منزلت خاص خود ببیند و استعدادهای افراد را شکوفا نماید.

چه اشکالی دارد اگر شیرینی پزهای ما خوشمزه ترین کیک های دنیا را درست کنند؟ چه قدر عالی خواهد بود اگر تمام در و دیوار شهر با هنر نقاشان، خطاطان، تذهیب کاران و... رنگ آمیزی شود. چقدر بی نظیر خواهد بود اگر تمام آرایشگران ما بهترین آرایشگرهای دنیا شوند و چقدر عالی خواهد بود اگر همه صبح به یکدیگر سلام کنند و لبخند بزنند.

مهربانی به یکدیگر، احترام به حقوق تک تک انسان ها، انجام وظیفه وتعهد نسبت به کار، همه و همه باید در نظام آموزشی مورد ترویج و تدریس قرار گیرد و اینها با ارزشیابی ما دردروس فیزیک، شیمی و .... هم سو نیست.

بسیاری از دانش آموزان ممتاز بعد از فارغ التحصیلی از دوران متوسطه دروس دبیرستان را تا مدتی در حافظه دارند، اما به ندرت می دانند که چطور با انسانهای دیگر جامعه ارتباط برقرار کنند. بسیاری از آنها حتی یک قاب عکس را نمی توانند به دیوار آویزان کنند و یا تخم مرغی را برای خودشان نیمرو کنند. اساساً شاید بشود گفت نظام آموزشی ایران، دانش آموزانی را مورد توجه ویژه قرار می دهند که بتوانند نمرات ممتاز و بالایی بیاورند و برای سایر دانش آموزان برنامه ی مشخصی ندارند. ترویج نمره ی 20 در جامعه و فرهنگ ما روز به روز شدیدتر می شود.

بچه ها با اعلام نتایج آخر سال از 20 نیاوردن گریه می کنند، پدر و مادر جلوی فامیل و دوست و اقوام خجالت می کشند که بچه اشان بیشتر نمرات 14 و 15 آورده است. به طور کلی هویت مدارس ما با درس و کلاس و امتحانات و نمره پیوند خورده است، در حالی که در مدارس خلاق هدف، رشد روحی، فکری، احساسی وادراکی تک تک دانش آموزان است.

ما می خواهیم افرادی تربیت کنیم که محیط زندگیشان را می شناسند، جهان امروز را می شناسند، ارتباطات گسترده ای با دیگران دارند، ارزش های هویتی و فرهنگی خود را می شناسند و در مجموع شهروندانی ایرانی و جهان نگر هستند. دانش آموز با استعداد و خوب در مدرسه خلاق کسی نیست که حافظه قوی دارد و فرمولهای ریاضی زیادی را حفظ کرده، بلکه فردی است که فارغ از نمراتی که کسب کرده موجودی بی نظیر و با ارزش برای جامعه است. او می تواند در مسیر مورد علاقه اش حرکت کند و به پیشرفتهای بی نظیری برسد. انسان موفق کسی است که در محل کار با تعهد و مسئولیت کار می کند، در خانه پدر مهربانی است که بچه ها برای ورودش به خانه ثانیه شماری می کنند و در اوقات فراغت به کوه و دشت می رود.

ادامه نوشته

عیدتان مبارک

هنر ارتباط با دیگران

همان طور که می دانید، ما بیشتر وقت خود را در زندگی به حرف زدن و ارتباط داشتن با دیگران (مثل اعضای فامیل، دوستان، معلمان، همشاگردی ها، همکاران و حتی دشمنان) سپری می کنیم، و عجیب است که با این وجود زمان کمی را صرف آموختن چگونه صحبت کردن و چگونه گوش دادن می کنیم. از آن جایی که توانایی ارتباط برقرار کردن با دیگران با تمامی سطوح زندگی ما رابطه دارد، بسیار مهم است که این مهارت را کسب کنیم. مطالعات و تحقیقات زیادی نشان داده است که حتی دوستان خوب و یا زوج ها هم گاهی نمی توانند با هم دیگر در مورد مسائل عمیق و درونی شان ارتباط برقرار کنند و خیلی از ما حتی نمی دانیم به غیر از صحبت در مورد شرایط جوی (آب و هوا) یا خبرهای ورزشی و سیاسی به هم دیگر چه بگوییم.
هدف این است که این سؤال در ذهن شما به وجود بیاید که به راستی من چقدر خوب می توانم با دیگران ارتباط برقرار نمایم؟ و چگونه می توانم نحوه ی ارتباط خود را با دیگران بهبود ببخشم؟ قدم اول در بهبود رابطه این است که برای شما ارتباط نزدیک و بهتر با دیگران یک ارزش باشد، تا شما این انگیزه را پیدا کنید که مهارت های خود را در رابطه با دیگران بالا ببرید. تا زمانی که این مسئله برای شما ارزش نباشد شما نیازی نمی بینید که خود را تغییر دهید. به عنوان مثال، یکی از بیمارانم که برای روان درمانی مراجعه کرده بود، پس از مدتی گفت که برای وی رابطه ی عمیق و نزدیک با دیگران یک ارزش نیست و او راحت تر است که همواره با فاصله گرفتن از دیگران زندگی کند.

او در طول روان درمانی متوجه شد که علت این عدم تمایل به رابطه ی نزدیک و صمیمی با دیگران، ترس شدید وی از نزدیک شدن به خود و خودشناسی است. و درواقع ترس از خودآگاهی باعث شده که او همواره در روابطش با دیگران از آن ها فاصله بگیرد و به نزدیک شدن و عمیق کردن رابطه تمایل نداشته باشد.

بنابراین اولین قدم در نزدیک شدن به دیگران، خودآگاهی و خودشناسی است. از طرف دیگر خیلی از افراد به دنبال رابطه هستند برای این که نمی توانند خودشان را تحمل کنند، نقاط تاریکی در درون شان است که آزارشان می دهد و در تنهایی این نقاط مبهم و آزار دهنده، اضطراب برانگیز می شوند. بنابراین آن ها هم صحبتی و معاشرت با هر کسی را به تنها بودن ترجیح می دهند.

این ها گروهی هستند که روابط کم عمق و سطحی ولی بی شمار دارند و به دنبال فرار از خود هستند. گروه دیگر کسانی هستند که با ترس از خودشناسی و نزدیک شدن به خود به نوعی دیگر برخورد می نمایند، آن ها سعی می کنند که همواره با یک فاصله ی عاطفی با دیگران تعامل کنند و همان طور که اشاره شد در واقع ترس از خودآگاهی و نزدیک شدن به خود باعث می شود که همواره از دیگران دوری گزینند و خواهان رابطه ی عمیق و پایدار نباشند. بنابراین برای کسب هنر ارتباط با دیگران نیاز به مهارت هایی داریم: اولین مهارت در نزدیک شدن به دیگران خودآگاهی و خودشناسی است. دومین مهارت مهم ارتباط با دیگران، مهارت شناساندن خود و به قولی مهارت خودافشاگری و بازگو کردن خود به دیگران است. سومین مهارت ارتباطی، مهارت بیان احساسات و عواطف است.

خودآگاهی و خودشناسی
یعنی آگاهی از خود و درک خود. وقتی می گوییم فردی از خود آگاهی و درک دارد، یعنی این که می داند در اطرافش چه می گذرد و از دیگران نیز درک خوبی دارد، می تواند علائم غیرکلامی را تعبیر کند و چیزهایی را ببیند که دیگران نمی بینند. بعضی از افراد را با هوش قلمداد می کنیم چون خیلی خوب درس می خوانند و موفقیت های تحصیلی و شغلی دارند، بعضی از افراد ممکن است در درس خواندن آن چنان با استعداد و با هوش نباشند ولی استعداد درک دیگران را دارند. آن ها می دانند در موقعیت های اجتماعی و بین فردی چه باید کنند، این را هوش اجتماعی می گویند. مثلاً اگر دوست شما بگوید که او اصلاً برای امتحان فردا نگران نیست و این امتحان برایش مهم نیست، ولی شما متوجه شوید که او از همیشه ساکت تر است و مرتب قدم می زند یا دوستانش را به هم گره کرده و مدام از معلم درس مزبور شکایت می کند، این ها علائمی هستند که به شما می فهمانند در واقع او از امتحان خود نگران است ولی نمی تواند آن را بیان کند و شاید حتی خودش هم از این نگرانی آگاه نیست.

                              
ادامه نوشته

...این النبأ العظیم ! گشتیم هلاک