درسال 1967، ویلور، ایدل و هوی، مفاهیم باورهای معلمین در مورد مدیریت کلاس را در یک زنجیره از قیمومیت تا انسان دوستی طبقه بندی کردند.

معلمین با طرز فکر قیم مآبانه، دانش آموزان را به عنوان افرادی غیرمسئول و تربیت نشده تلقی می کنند که باید آنها را با اقدامات تنبیهی، کنترل کرد ( هوی ، 2001، ص 425). معلمین قیم مآب به استفاده از روشهای سنتی تدریس تمایل دارند. معلمین در مورد دانش آموزان براساس ظاهر، پیش زمینه خانوادگی و رفتار آنها پیش قضاوت می کنند که منجر به قضاوت های بدبینانه در مورد برخی دانش آموزان می شود.

از سوی دیگر، معلمین انسان دوست، کلاس درس خود را به عنوان جایی در نظر می گیرندکه روابط بین افراد در آنجا پرورش داده می شود. این معلمین دانش آموزان را تشویق می کنند تا خودساخته و خودکنترل کننده باشند ( هوی، 2001). این معلمین بجای آنکه صرفا تبعیت دانش آموزان از قوانین و رویه های کلاس درس را تضمین کنند، علل ناهنجاری های رفتاری دانش آموزان را مورد بررسی قرار می دهند. براساس نظر هوی، « گرایش انسان دوستانه با خوش بینی، آزادی، انعطاف پذیری، تفاهم و افزایش خودمختاری دانش آموزان، مشخص می شود» ( ص426). معلمین انسان دوست الگوهای آموزشی را بکار می برندکه سازگار با محیط کلاسی دانش آموز محور باشد زیرا به دانش آموزان خود اعتماد دارند ( ولفولک هوی و همکاران ، ۲۰۰۸ ) .

نحوه مدیریت  کلاس درس ، یکی از همبسته های خوشبینی تحصیلی است که بر پیشرفت دانش آموزان تأثیر دارد .

به نظر شمابهتر است آزادی و اختیار دانش آموزان تا چه اندازه و چگونه به وسیله معلم به رسمیت شناخته شود ؟ به عبارت دیگر نحوه مدیریت کلاس درس  با توجه به چه عواملی باید انتخاب شود ؟!