... ما برای فرزندان خود خواسته هایی فراتر از بدن سالم داریم . ما خواهان آنیم که زندگی فرزندانمان از دوستی و عشق و اعمال والا آکنده باشد . دوست داریم که آنها به یادگیری علاقه مند باشند و تمایل داشته باشند با مشکلات به مقابله بپردازند . مایلیم تا فرزندانمان آنچه را از ما دریافت داشته اند ، قدر بدانند اما از اعمال و دستاوردهای خودشان احساس غرور کنند . تمایل داریم که آنها با با اعتماد به آینده ، درک عدالت  و شهامت عمل کردن بر مبنای آن ، بزرگ شوند . خواهان آنیم که در برابر شکست هایی که همواره با بزرگ شدن همراهند ، مقاوم باشند و مایلیم که به هنگام خود ، والدین خوبی باشند . مهم ترین امید ما آن است که زندگی آنها از زندگی ما بهتر باشد و دعای همواره مان این است که بیشترین نقاط قوت ما و کمترین نقاط ضعف ما به فرزندانمان منتقل شود .

...با وجود این مانع عمده ای بر سر راه تحقق این آرزوها وجود دارد و آن تحلیل رفتن وضعیت فعالیت بدنی و خوش بینی طبیعی در کودکان ماست . بی شائبه ترین اصطلاحی که که می توان در این باره به کار برد ، "بدبینی" است ، که می توان آن را به صورت مختصر چنین توضیح داد : تأکید بر فاجعه آمیز ترین علت هر شکست . بدبینی دارد به سرعت به شیوه تفکر نوعی فرزندان ما درباره جهان تبدیل می شود

 ادامه دارد ...