نویسنده کتاب " کودک خوش بین " - دکتر مارتین سلیگمن - برای استادان و دانشجویان رشته روانشناسی و رشته های وابسته ، فردی آشناست . او پس از آزمایش هایش به نظریه ای دست یافت که آن را " درماندگی آموخته شده " نامید . اساس این نام گذاری این بود که هر گاه حیوان نمی توانست برای محافظت از خود در برابر ضربه الکتریکی دردآور ، اقدام مفیدی بکند ، از تلاش کردن دست می کشید و منفعلانه و درمانده ، درد را تحمل می کرد .  سلیگمن ، این نظریه را به تبیین افسردگی در انسان ها ربط داد ؛ به این صورت که افرادی که نتوانند بر خود و محیط خود کنترلی اعمال کنند - یا تصورشان بر این باشد که چنین قدرتی ندارند - خود را به افسردگی وا می نهند .

مروری مختصر بر تاریخ کشور ما که تقریباً با لشکرکشی و جنگ ، دست به دست شدن سرزمین ها و قتل عام اهالی شهرها و مانند اینها همراه بوده باعث شده تا ما ایرانیان ( اغلب ) پیشینه ای ذهنی از یأس و منفی نگری و بدبینی داشته باشیم .

شاید بتوان ادعا کرد که برای جامعه جوان ایران که در نیمه " در حال رشد" دنیا زندگی می کند و باید با سختی و تلاش فراوان به جبران عقب ماندگی های علمی و فکری خود بپردازد ، هیچ چیز به اندازه برخورداری از روحیه ای که " مثبت نگریستن در خود و آینده " و " اثربخش دانستن خود " را عادی تلقی کند ، ضروری نیست . و مباد ، آن روزی که موریانه یأس و سرخوردگی و دلمردگی ، بنای تمدن دیرین ما را  - با تمام فراز و فرودهایش - در هم شکند .

 خلاصه ای از مقدمه کتاب کودک خوش بین ، نوشته سلیگمن و همکاران ، ترجمه فروزنده داور پناه