در سالیان گذشته بالغ بر ۵۰۰ مدرسه در استان های محروم از جمله خراسان جنوبی ، هرمزگان و بوشهر ساخته است . جامعه یاوری فرهنگی بر اساس یک اصل ساخته شد و بعد از فوت غافل گیرانه کاشانی هم ادامه حیات داد ؛ اینکه به قول مرحوم کاشانی در کویر پررنج خراسان ساحلی شود برای پناه گرفتن هم نوعان و هم وطنان . کاشانی همان گونه که در شعرش پیداست دایره محبت و سلام گفتنش را به همه گسترانده بود و هر دلی را که احتمال می داد برای کمک به هم نوعان بلرزد با خود همراه می کرد . شعر کاشانی با دیگرانی همراه شد : استاد یدالله کابلی(خوشنویس) ، نیکول فریدنی(عکاس) ، سیاوش کسرایی(نقاش) ، استاد غلامحسین امیرخانی(خوشنویس) ، استاد امیراحمدفلسفی (خوشنویس) ، استاد عثمان محمدپرست( نوازنده دوتار) و بسیاری دیگر که در کنار هم کودکان بسیاری را به مدرسه فرستادند تا از نعمت دانش بهره مند شوند . نگاه اصلی مجتبی کاشانی و دوستانش در جامعه یاوری فرهنگی بر این اص استوار بود که انسان به جای اینکه همیشه مصرف کننده شادی باقی بماند ، آن را برای دیگران تولید کند . ماندگاری مجتبی کاشانی در همین بود : شادی آفریدن برای دیگران . او همواره به دوستان و اطرافیانش تأکید می کرد که آنچه ماندگار است و زنگار از روح می زداید نه صرف شادزیستن و شادی کردن بلکه شادی آفریدن است . اوج قله کرامت انسانی این است که انسان کریم از شادی دیگران لذت ببرد و به قول کاشانی همان گونه که نظام هستی در تلاش است ، ما نیز به عنوان اجزای این نظام برای " شادی مدام " خود که در در شادی مدام دیگران است ، تلاش کنیم .

                                                                                               

برگرفته از : شماره ۳۳ ماهنامه سپیده دانایی، به قلم پدرام الوندی .