خدای من ...
*خدایا!
برمحمد و آل محمد درود فرست.
و آن گاه که می خوانمت صدای مرا بشنو و به من نگاه کن وقتی که با توراز و نیاز می کنم.
من گریخته ام به سوی تو اینک و در میان دست های توام.خسته ودرمانده وزمینگیر در آغوش تو زار زار گریه می کنم وهمه امیدم به توست و آنچه در دستهای توست.
*محبوب من!
انگار هم اکنون با جان خویش در میان دستهای تو ایستاده ام.انگار آن نهال توکلم به تو اکنون درختی شده است و بر تمام وجودم سایه افکنده است.انگار هم اکنون آن لحظه موعود فرا رسیده است و تو حرفی می زنی که شایسته توست.تو من را در شولای عفو خویش می پوشانی واز سرمای معصیتم می رهانی.
*خدای من!
اگر من را به جرمم بگیری تو را به عفوت می گیرم.اگردست بر گناهم بگذاری چنگ در دامن بخششت می زنم.اگر لغزش هایم را نشانه بگیری نشان از آمرزشت می گیرم.اگر به معصیتم بنگری چشم به کرامتت می دوزم.اگر بدی ام را به رخ بکشی خوبی و لطف بی نهایتت را بر ملا میکنم.
اگر به جهنم ببری و به آتشم بیفکنی فریاد میزنم آنجا و اعلام می کنم به اهل جهنم که تو را دوست دارم که عاشق تو ام که دست از دامنت نمی کشم.
*خدای من!
چگونه از بارگاه تو با خورجین خالی و دست تهی بازگردم؟ چگونه بار سنگین حرمان و یاس را بر دوش خویش تاب بیاورم؟ منی که خوش گمانی ام به وجود تو این بود ـ و هست ـ که از درگاه تو بخشیده بازگردم.با دست هایی انباشته از فلاح و رستگاری و نجات.
* خدایا!
هر کس که تو برایش آغوش بگشایی ، تو به سویش رو کنی ،تو دست نوازش بر سرش بکشی ،سر بر آستان دیگری نمی ساید.تن به تملک دیگری نمی سپارد،بندگی در خانه دیگری نمی کند.
خدایا!
من پناهنده دست های توام.مرانم و به وادی یاس و حرمان نکشانم.عاطفه ات را از من دریغ مکن و نهال توقعم را به دست طوفان سرگشتگی مسپار.

*خدایا!
به من دل عاشق و بال اشتیاقی ببخش که در حرم یاد تو از حجره ذکری به رواق ذکر دیگری پر کشم و رایحه ایوان حضوری مرا به شبستان حضوری دیگر بکشاند.و چشم انداز همتم تا آسمان بلند نام های تو بال بزند و تا آستان رستگاری اسماء تو عروج کند و پرهای عاشقی به جایگاه قدس تو بساید.
سلام و درود بر محمد و خاندان پاک او باد! سلامی مستمر و مدام و از
سر تسلیم.....![]()
ترجمه فرازی از مناجات شعبانیه
سید مهدی شجاعی