امروز که یکی از شکوفه های با وفایم برای تبریک عید تماس گرفت و مرا به دوران شیرین آن روز ها برد ، خیلی خوش حال شدم و خدارا شکر کردم . شاید لذت معلمی در چنین لحظه هایی برایم دوچندان جلوه می کند . شکوفه هایم ، شاگردان دیروز و امروزم عیدتان مبارک و اوقاتتان خوش ...

خدایا تورا شکر می کنم برای تمام روزهای آفتابی و تمام روزهای غمگین ابری ، برای غروب های آرام و شب های تاریک و طولانی. خدایا شکرت برای آن همه عشق و محبتی که دریافت کردم ، برای نعمت هایی که به من امانت دادی و سپس باز پس گرفتی . تورا شکر می گویم برای تمام مسائل و مشکلاتم و تردید ها و اشک هایم برای تداوم حیاتم و باری هرآن چه در اختیارم نهادی ، چرا که همه این ها مرا به تو نزدیک تر می کند ...

پروردگارا ، همان را می خواهم که تو برایم خواسته ای . تنها از تو می خواهم ، آن قدر به من ایمان عطاکنی تا در هر آن چه بر سر راهم قرار می دهی تورا ببینم و خواستت را . آن قدر امید و شجاعت تا نومید نشوم و آن قدر عشق و محبت ، هر روز بیشتر از روز قبل ؛ عشق نسبت به خودت و آنان که در اطرافم هستند .

        تقدیم به همه کسانی که دوستشان دارم و دوستم دارند ، خانواده ، دوستان ، هم کلاسی ها ، معلمان و اساتید و شاگردان عزیزم و ...