خلاقیت (2)
کُشنده های خلاقیت
خلاقیت را می توان تضعیف یا نابود کرد یا آن را رشد و گسترش داد . خلاقیت را می توان به آسانی کُشت! دلیل این مدّعا آن است که کودکان همه از خلاقیت های زیادی برخوردارند . دانش آموزان در سال های اول مدرسه توانایی های خلاق سرشاری دارند ، اما وقتی به سنین بالاتر می رسند در کلاس های بالاتر خلاقیت آن ها کاهش می یابد . خلاقیت در بزرگسالان معمولاً کمتر دیده می شود ، چنان که دانش آموزان اغلب از معلمان خویش خلاق ترند . تورنس (1990) موانع جدی خلاقیت را تحت عنوان کُشنده های خلاقیت چنین بر می شمارد :
- اصرار بر آن که بچه ها هر چیزی رابه شیوه درست انجام دهند . این که بچه ها فکر کنند برای انجام کارها فقط یک راه درست وجود دارد آن ها را از تلاش برای یافتن راه های جدید باز می دارد .
- اصرار بر این که بچه ها واقع گرا باشند قدرت تخیل و تصور آن ها را متوقف می سازد .
- مقایسه بچه ها با یکدیگر
- بی توجهی به کنجکاوی بچه ها
آمابیل (1983) نیز کُشنده های خلاقیت را چهار چیز می داند :
- ارزیابی : توجه زیاد به ارزیابی ، خلاقیت کودکان را کم کرده ذهن آن ها را معطوف به چگونگی ارزیابی می کند .
- پاداش : پاداش گاهی انگیزه درونی را کم می کند ، آمابیل معتقد است ؛ پاداش در کارهای ساده نقش مثبت داشته ، اما در مورد کارهایی که نیاز به بصیرت دارد ، مانع محسوب می شود .
- رقابت : با توجه به تفاوت های فردی رقابت باعث احساس فشار و نابود کردن خلاقیت می شود .
- انتخاب محدود : خلاقیت در محیط های دربسته و محدود رشد نمی کند . افراد خلاق گزارش کردند که انگیزه های درونی و خلاقیت به وسیله محدودیت بیرونی کاهش می یابد .
ماروین بارتل (2001) از کُشنده های خلاقیت چنین یاد می کند ؛
ما خلاقیت را نابود می کنیم وقتی :
1 - بچه هارا تشویق کنیم به جای بیان عقایدشان ، تقلید کرده و از نظرات دیگران استفاده کنند .
2 - به جای بازخورد کار تنها به کار نمره دهیم .
3 - به جای تعریف مسئله یک مثال می زنیم .
4 - نظم و ترتیب و آراستگی را به جای کارهای اساسی و پرمعنی تحسین کنیم .
5 - به جای روش های حل مسئله یک جواب ارائه دهیم .
6 - به جای سؤال های باز ، پیشنهادهایی ارائه دهیم .
از معلمان سؤال شد فرض کنند ، خلاقیت عامل بدی است و مایلید آن را نابود کنید ، چه می کنید ؟
نظر شما چیست ؟!!!
در آینده به پاسخ های معلمان خواهیم پرداخت...

خلاقیت را می توان تضعیف یا نابود کرد یا آن را رشد و گسترش داد . خلاقیت را می توان به آسانی کُشت! دلیل این مدّعا آن است که کودکان همه از خلاقیت های زیادی برخوردارند . دانش آموزان در سال های اول مدرسه توانایی های خلاق سرشاری دارند ، اما وقتی به سنین بالاتر می رسند در کلاس های بالاتر خلاقیت آن ها کاهش می یابد . خلاقیت در بزرگسالان معمولاً کمتر دیده می شود ، چنان که دانش آموزان اغلب از معلمان خویش خلاق ترند . تورنس (1990) موانع جدی خلاقیت را تحت عنوان کُشنده های خلاقیت چنین بر می شمارد :
- اصرار بر آن که بچه ها هر چیزی رابه شیوه درست انجام دهند . این که بچه ها فکر کنند برای انجام کارها فقط یک راه درست وجود دارد آن ها را از تلاش برای یافتن راه های جدید باز می دارد .
- اصرار بر این که بچه ها واقع گرا باشند قدرت تخیل و تصور آن ها را متوقف می سازد .
- مقایسه بچه ها با یکدیگر
- بی توجهی به کنجکاوی بچه ها
آمابیل (1983) نیز کُشنده های خلاقیت را چهار چیز می داند :
- ارزیابی : توجه زیاد به ارزیابی ، خلاقیت کودکان را کم کرده ذهن آن ها را معطوف به چگونگی ارزیابی می کند .
- پاداش : پاداش گاهی انگیزه درونی را کم می کند ، آمابیل معتقد است ؛ پاداش در کارهای ساده نقش مثبت داشته ، اما در مورد کارهایی که نیاز به بصیرت دارد ، مانع محسوب می شود .
- رقابت : با توجه به تفاوت های فردی رقابت باعث احساس فشار و نابود کردن خلاقیت می شود .
- انتخاب محدود : خلاقیت در محیط های دربسته و محدود رشد نمی کند . افراد خلاق گزارش کردند که انگیزه های درونی و خلاقیت به وسیله محدودیت بیرونی کاهش می یابد .
ماروین بارتل (2001) از کُشنده های خلاقیت چنین یاد می کند ؛
ما خلاقیت را نابود می کنیم وقتی :
1 - بچه هارا تشویق کنیم به جای بیان عقایدشان ، تقلید کرده و از نظرات دیگران استفاده کنند .
2 - به جای بازخورد کار تنها به کار نمره دهیم .
3 - به جای تعریف مسئله یک مثال می زنیم .
4 - نظم و ترتیب و آراستگی را به جای کارهای اساسی و پرمعنی تحسین کنیم .
5 - به جای روش های حل مسئله یک جواب ارائه دهیم .
6 - به جای سؤال های باز ، پیشنهادهایی ارائه دهیم .
از معلمان سؤال شد فرض کنند ، خلاقیت عامل بدی است و مایلید آن را نابود کنید ، چه می کنید ؟
نظر شما چیست ؟!!!
در آینده به پاسخ های معلمان خواهیم پرداخت...

+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۰/۱۱/۰۹ ساعت 19:27 توسط معلم
|