اگر ...
اگر دروغ رنگ داشت ، هر روز شاید ، ده ها رنگین کمان در دهان ما نطفه می بست و بیرنگی ، کمیاب ترین چیزها بود !
اگر شکستن قلب و غرور صدا داشت ، عاشقان ، سکوت شب را ویران می کردند !
اگر به راستی خواستن ، توانستن بود ، محال نبود وصال ! و عاشقان که همیشه خواهانند ، همیشه می توانستند تنها نباشند .
اگر گناه وزن داشت ، هیچ کس را توان آن نبود که قدمی بردارد ؛ خیلی ها از کوله بار سنگین خویش ناله می کردند ، و من شاید ، کمر شکسته ترین بودم .
اگر غرور نبود ، چشم هایمان به جای لب هایمان سخن نمی گفتند ؛ و ما کلام محبت را در میان نگاه های گاه گاهمان ، جستجو نمی کردیم .
اگر دیوار نبود ، نزدیک تر بودیم ، با اولین خمیازه به خواب می رفتیم ، و هر عادت مکرر را در میان ۲۴ زندان ، حبس نمی کردیم . اگر خواب حقیقت داشت ؛ همیشه خواب بودیم . هیچ رنجی بدون گنج نبود ؛ ولی گنج ها شاید ، بدون رنج بودند .
اگر همه ثروت داشتند ، دل ها ، سکه ها را بیش تر از خدا نمی پرستیدند !
اگر ...
" دکتر علی شریعتی "