اولین شراره های کین دشمن در کناره غدیر تولد یافت . آن زمان که علی (ع) بر ساقه بازوان پیامبر(ص) شکفت ، دانه های خشم در خاک دل دشمن ، سر باز کرد . پیامبر(ص) اول از صداقت و امانت خویش پرسیده بود و همگان سر بر آستان صداقتش ساییده بودند و بعد اعتراف گرفته بود بر ولایت خویش و پس از اثبات صریح و مکرر منزلت خویش در میان مردم ، علی (ع) را بر گلدسته دست خویش نشاند و کلام آخر ، اتمام و اکمال دین . و این برای دشمن ، سنگین بود و شکننده ؛ و دو کار می توان کرد : یا خورشید را زندانی سکوت باید ساخت یا چشم و دل مردم را از نور فرو باید بست . و این هر دو ، شد ! هم علی (ع) خانه نشین شد و هم پرده های سیاه جهل و کفر و نفاق چشم دل مردم را پوشاند . و با این دو مصیبت عظمی ، اسلام غریب شد و آرام آرام آن رشته ها که در کارگاه انکار غدیر ساخته و پرداخته شده بود ، از نیام خباثت در آمد و مهیای قتل آل الله شد . با اولین ضربه ، عرش و فرش به لرزه در آمد ، فرق امید شکافته گشت ، با دومین ضربه امام حسن (ع) ، و با سومین، امام حسین (ع) ، عصاره مظلومیت تاریخ به خون نشست و منکران غدیر و خفاشان ولایت گریز ، حضور مستمر شب را جشن گرفتند . و از آن پس تاکنون و تا قیام قائم آل محمد (عج) آن چه تعدی و ستم بر اسلام رفته و می رود همه به دست نوادگان و اخلاف همان کودک انکاری است که در غدیر زاده شد ...          " سید مهدی شجاعی "