لذا 4 ستون اساسی یادگیری به این ترتیب مورد توجه قرار می گیرد :

-         یادگیری برای دانستن

-         یادگیری برای عمل کردن

-         یادگیری برای زیستن

-         یادگیری برای باهم زیستن

با این تفسیر ، محور برنامه درسی ، یادگیری می شود که تفاوت اصولی و اساسی با الگوهای برنامه درسی خواهد داشت که تاکیدش بر دانش و آموزش محتوای مشخص برنامه است .

در محور دوم به جای توجه به موضوعات مجزای برنامه درسی ، به قابلیتها توجه می شود ، یعنی برنامه ای که دانش را با رشد شخصی کیفیات و مهارتهای اجتماعی ترکیب می کند و کمتر به انتقال اطلاعات و دانش موضوعات درسی اهمیت می دهد.

مفهوم قابلیت  یکی از مفاهیمی است که در راستای مواجهه با این چالشها بسیار مورد بحث قرار گرفته است . قابلیت را میتوان به مثابه توانایی استفاده موثرو خلاقانه از دانش ، نگرش و مهارت ها در شرایط مختلف تعریف کرد(فارستاد،2004 ،به نقل از حسنی و احمدی ، 1388 ).

این تعریف از قابلیت دو حوزه اراده و توانایی دانش آموز را در به کارگیری کیفیات کسب شده دربر می گیرد . برخی کشورهای آسیایی مانند بنگلادش ، سریلانکا ، هند و فیلیپین برای پاسخگویی به نیازهای عصر حاضر برنامه قابلیت محور را آغز کرده اند . تغییرات اساسی در برنامه درسی کشور دانمارک براساس مهارتهای زندگی و کشورهای اروپای شرقی نیز از این جمله اند.

باتوجه به این موارد می توان ادعا کرد که تغییراتی در روشهای یاددهی- یادگیری وارزشیابی تحصیلی مورد نیاز خواهد بود . به طورکلی اگر تعامل رویکرد ارزشیابی و شیوه های آموزش را بپذیریم ، ارزشیابی از مهارتهای اساسی و قابلیتهای کلیدی با ارزشیابی سنتی که بر محتوای برنامه درسی تاکید داشت و بیشتر به دنبال ارزشیابی از دانش و مهارت دانش آموزان بود ، متفاوت خواهد بود .

شاهد و گواه معتبر برای وجود گرایش جدید در ارزشیابی تحصیلی وجود دو برنامه بین المللی ارزشیابی دانش آموزان است .

اولین برنامه تحت عنوان برنامه بین المللی PISA  انجام گرفته است که مبتنی بر مهارتهای زندگی دانش آموزان است نه مهارتهای مدرسه ای .

برنامه دوم ارزشیابی بین المللی تحت عنوان تیمز ( TIMSS ) و پرلز ( PIRLS  )  توسط موسسه بین المللی ارزشیابی پیشرفت تحصیلی IEAانجام شده است .این برنامه بر خلاف برنامه نخست ، بر برنامه درسی مدرسه تاکید دارد لیکن در اساس آن رویکردهای جدید ارزشیابی به ویژه ارزشیابی عملکرد مورد توجه بوده است .

آنچه در این فعالیتها به چشم می خورد بینشی توسعه یافته از آموزش است که عناصر زیر را در بر می گیرد :

1 – تمرکز بر یادگیری

2 – وسعت بخشیدن به وسایل و دامنه آموزش پایه که مفهوم مهارتهای زندگی در این مقوله قرار دارد .

3 – تقویت محیط برای یادگیری

4 – تقویت مشارکتها

این عناصر چهارگانه دلالتهایی در حوزه ارزشیابی تحصیلی و تربیتی به همراه دارد ، یعنی مستلزم رویگردانی از الگوها و رویکردهای سنتی است . می توان گفت که عناصر اول و سوم می تواند رویکرد "ارزشیابی در خدمت یادگیری "را توجیه نماید . عنصر دوم و چهارم میتواند استفاده از ابزارهای دیگر در کنار آزمونها را توجیه پذیر نماید .

محیط های یادگیری همچنین باید سالم و امن و حمایت آمیز باشد که دو مورد از مهمترین زمینه های آن به صورت زیر است :

1 – سیاست ها و روشهای عملی که سلامت جسمی ، روانی ، اجتماعی و عاطفی آموزگاران و شاگردان را تقویت کند .

2 – محتوا و جنبه های عملی آموزش به کسب دانش ، نگرش و ارزشها و مهارتهای زندگی که برای عزت نفس و تندرستی مطلوب و امنیت شخصی مورد نیازند، منجر شوند .

در آموزش وپرورش کشورمان ، سند ملی برنامه "آموزش برای همه "تهیه و تدوین شده که در بخشهایی از آن بر تغییر رویکرد ارزشیابی از نتیجه محوری به فرایندمحوری در راستای بهبود کیفیت آموزش و پرورش تاکید شده است .

ارزشیابی توصیفی با پذیرش تغییر در رویکرد یادگیری توجه به رویکرد فرایندمحور ، ابزارهای کیفی و محور قراردادن بازخوردهای توصیفی در جهت عملی نمودن این توصیه ها قدم برداشته است .