خوشبینی به عنوان یک گرایش فردی تلقی شده و اشاره به تمایل فرد نسبت به اینکه در زندگی دستاوردهای خوبی را تجربه کرده و از نتایج بد اجتناب خواهد کرد ، دارد ( سلیگمن و سیکزنتمیهالی ، 2000 ) . علاوه بر این بسیاری از نتیجه گیری ها در مورد خوشبینی آموخته شده می تواند به خوشبینی تحصیلی معلم منجر شده و تعمیم یابد . این فرضیه مطرح شده است که خوشبینی ، خوشبینی می آورد و خوشبینی تحصیلی معلم ، سبب به وجود آمدن خوشبینی    دانش آموزان می شود ، که البته نیاز به آزمون تجربی دارد ( وولفولک هوی و همکاران ، 2008 ) .

از سوی دیگر ، دیدگاه درباره موفقیت و پیشرفت تحصیلی در مدرسه این است که موفقیت را تابعی از" استعداد و انگیزه" می دانند که هرچه بیشتر باشند ، موفقیت نیز بیشتر خواهد بود .  سلیگمن (2006 ؛ به نقل از وولفولک هوی و همکاران ، 2008 )  عامل سومی را برای موفقیت دانش آموزان پیشنهاد می کند که خوشبینی است . وی مدعی است خوشبینی به اندازه استعداد و انگیزه در موفقیت نقش دارد . به علاوه ، خوشبینی می تواند یاد داده شود و رشد یابد .بدیهی است خوشبینی یادگرفته شده یک خصوصیت فردی است ، همچنان که خوشبینی تحصیلی نیز یک باور فردی   می باشد ( سلیگمن ، 2006 ) .