تحت تاثیر همین مبانی برنامه درس ، گام به گام و اهداف یادگیری دارای توالی منظم و به صورت رفتاری بیان می شد تا به طور عینی قابل اندازه گیری باشد . در حقیقت الگوی مطلوب آموزش رفتارگرایان ( آزمون – آموزش ) مستمر تا حصول اطمینان از تحقق اهداف است .بنابراین ، تحت تاثیر چنین نظریه هایی و تفکر اندازه گیری های علمی ، آزمونهای پیشرفت تحصیلی با انواع سوالات ( جورکردنی ، کامل کردنی ، چند گزینه ای )شکل گرفت و امتحانات کلاسی و سراسری به وجود آمد و گسترش یافت .

نظریه های جدید یادگیری

برخی ، الگوی جدید در حوزه روانشناسی یادگیری و برنامه درسی را الگوی سازندگی نام نهاده اند . تفکرات جدید در خصوص یادگیری عمدتا تحت تاثیر افکار جان دیویی ، روانشناسان گشتالت ، پیاژه ، برونر و ویگوتسکی شکل گرفته که ماهیت یادگیری را جریانی پیچیده می داند که از راههای گوناگون در تمامی محیط ها و موقعیتها رخ می دهد و در برگیرنده اصول زیر است :

1 – توانایی عقلانی به صورت اجتماعی و فرهنگی رشد می یابد یعنی زمینه های فرهنگی – اجتماعی دارد ، لذا نظریه های وراثتی هوش جای خود را به نظریه تعامل گرایی داده است .

2 – یادگیری های جدید از طریق دانشهای قبلی و دیدگاههای فرهنگی فرد شکل می گیرد .

3 – فراشناخت و خود بازنگری بر فرایند یادگیری از مولفه های تفکر هوشمندانه است . این مفهوم (فراشناخت ) یا ( تفکر درباره تفکر ) یک مفهوم اساسی در نظریه های شناختی جدید است . برخی تحقیقات نشان داده اند که یادگیری و درک مطلب متون خاص را می توان از طریق آموزشهای استراتژی مانند پرسیدن ، تشریح و توضیح و خلاصه نمودن ، بهبود بخشید .

چشم انداز قرن 21 آشکارا به ما می گوید که دانش آموز نه تنها باید مهارتها و دانش را کسب کند بلکه باید تفکر انتقادی ، توانایی جمع آوری اطلاعات ، نقد و بررسی ، تجزیه و تحلیل ، استنباط و نتیجه گیری و قدرت حل مسئله را نیز کسب کند . دنیای پیچیده پیش روی ما ایجاب می کند که کودکان ، مهارتهای عالی شناختی و حتی فراشناختی را کسب نمایند تا به یادگیرندگان فعال تبدیل شوند .