یادگیری موثر نیازمند مسائلی است که معنی دار، چالش برانگیز و با قابلیت ادامه یافتن برای حل مسئله توسط یادگیرنده باشد(بوتل و دیموک،2000 ؛ فاکس،2001).

فوسنات(1996) پیشنهاد می کند که چند اصل دیدگاه سازنده گرایی یادگیری می تواند در فعالیت ها و تمرین های یادگیری اعمال شود .

_ یادگیری نتیجه ی رشد و توسعه نیست ؛ یادگیری همان رشد و توسعه است. یادگیری مستلزم نوآوری و خودسازماندهی در یادگیرنده می باشد. معلمین باید به دانش آموزان فرصت دهند تا سئوال های خود را مطرح  کرده و فرضیات و مدل های خود را به عنوان راه حال های ممکن تولید کرده و صحت آنها را مورد آزمایش قرار دهند.

_ عدم تعادل، یادگیری را تسهیل می کند. خطاها باید به عنوان نتیجه ی درک مفاهیم توسط یادگیرنده تلقی شوند  و از این رو به کاهش نباید برسد و نیز نباید از آن اجتناب کرد. مطالعات و بررسی های چالش برانگیز با مسائلی که می تواند دنباله دار باشد : این امکان را به یادگیرنده می دهد که احتمال های مختلف را در ذهن خود ایجاد کند که موافق با یکدیگر یا متناقص هستند. تناقص ها به خصوص لازم است که شفاف شده ، علل آنها بررسی شده و تشریح شوند.

_ مجردسازی فکری نیروی پیشران یادگیری است. افراد به عنوان تولید کننده های مفاهیم، در طی تجربیات خود به دنبال سازماندهی و تعمیم مفاهیم به اشکال قابل ارائه و نمادین هستند. انعکاس یافته ها از طریق مجلات ، نمایش در صورت های چند سمبلی یا پیوند ایجاد شده بین تجربیات یا راهبردها می تواند مجردسازی فکری را تسهیل کند.

_ گفتگو در یک جمع موجب ایجاد تفکر بیشتر می شود. محیط کلاس باید یک جمع برای مباحثه در مورد فعالیت ها، انعکاس تفکرات و مکالمه باشد. یادگیرندگان (به جای معلمین) مسئول دفاع از نظرات ، اثبات کردن ، توجیه کردن و تبادل ایده های خود در جمع کلاسی هستند. ایده ها تنها هنگامی به عنوان واقعیت ، قابل پذیرش هستند که برای جمع قابل قبول و قابل فهم باشد .

_ یادگیری به سمت ساختارهای در حال رشد منتهی می شود. یادگیرندگان همانطور که برای ساختن مفاهیم تلاش می کنند موجب حرکت پیشرونده در ساختار فکری می شوند و به ایده های بزرگ تر می رسند. این ایده ها ی تولید شده توسط یادگیرندگان می توانند از طریق آزمایش و تجربه بیشتر ، تعمیم داده شند و اغلب ممکن است مفاهیم و ادراکات قبلی را ابطال کرده یا تغییر شکل دهند. این فرایند در خلال رشد ادامه می یابد. (ص 30-29) .